پیغام مدیر :
با سلام خدمت شما بازديدكننده گرامي ، خوش آمدید به سایت من . لطفا براي هرچه بهتر شدن مطالب اين وب سایت ، ما را از نظرات و پيشنهادات خود آگاه سازيد و به ما را در بهتر شدن كيفيت مطالب ياري کنید.
نقاشی هام از شخصیت جدیدم
نوشته شده در یک شنبه 17 مرداد 1395
بازدید : 85
نویسنده : .

خب این اولیش که خیلی دوستش دارممممممممممممم اینو میخواستم تو پست ثابت بزارم ولی هر چی گشتم تو مطالب ندیدمش که ویرایشش کنم!برای اولین بار می گم نقاشی هام قشنگ شده!

http://s2.picofile.com/file/8262877176/jenny_the_cat_by_jenny.jpg

اینم لباس اصلیش

http://s2.picofile.com/file/8262877268/me_version_2_by_jenny.png

اینو برای روز دختر کشیدم البته این یکی بد شده!

http://s1.picofile.com/file/8262877626/girl_day_by_jenny.jpg

این هم باحاله خخخخخخخخخخ رنگ بازییییییییییییییییی

http://s1.picofile.com/file/8262877826/i_like_colors_by_jenny.png

................واسه این یکی حرفی ندارم

http://s1.picofile.com/file/8262878018/i_m_not_monster_by_jenny.png

اینو از روی نقاشی لی لی کشیدم البته عکس اصلیشو دیدم که لباسش صورتیه ولی یادم رفت سیو کنم بخاطر همین موهاش رو مثل لی لی کشیدم ببخشید لی لی جان

http://s2.picofile.com/file/8262878276/jenny_the_cat_2_by_jenny.jpg

این اولین نقاشی از این شخصیتم بود

http://s2.picofile.com/file/8262878534/i_love_music_by_jenny.png

این دوتا مال قسمت اول داستانمه که درباره ی این قیافش توضیح میدم اینا مال زمان بچگیشه

http://s2.picofile.com/file/8262878826/little_creepy_by_jenny.png

http://s2.picofile.com/file/8262878850/little_creepy_2_by_jenny.png

اینم همون قیافشه ولی تو 15 سالگی

http://s1.picofile.com/file/8262879134/let_s_party_by_jenny.png

وایییییییییی بستنییییییییییی

http://s2.picofile.com/file/8262879250/my_ice_cream_by_jenny.jpg

تو اینجا چی کار می کنی؟!

http://s2.picofile.com/file/8262879376/what_are_you_doing_here_by_jenny.jpg

چوب بستنی در دهان

http://s2.picofile.com/file/8262879492/problem_by_jenny.png

خب تموم شد




بازدید : 71
نویسنده : .

سلووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووممممممممممممم بچوکا خیلی وقته نبودم شارژ اینترنت نداشتم روووووووووووووووووووووووز دختر رو تبرییییییییییییییییییییییییییییییک می گممممممممممممممم!هدیه روز دختر چی گرفتین؟ من اسباب بازی فلاتر شای رو گرفتمممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممم!خیلی خوشگله بابام واسم امروز گرفته بال و سرش هم تکون می خوره خیلی هم از اون پینکی پای تو شهر بازیه بهتره پینکی پایه پارچه ای و کوچیکتر بود!میخوام تو آپ بعدی چند تا نقاشی از خودم بزارم!از شخصیت جدیدم البته فقط قیافش تغییر کرده و نژادش کردمش گربه!خب دیگه بای!




بیوگرافی سیورو
نوشته شده در پنج شنبه 24 تير 1395
بازدید : 116
نویسنده : .

http://s7.picofile.com/file/8259746568/siorus.jpg

میدونید که دختره منم!

 

نام:سیورو

نام خانوادگی:آوریل!

نژاد:گرگ خاکستری

سن:وقتی ونوس 15 سالش بود اون 18 ساله بود

اخلاق:کمی جدی و احساساتی-روی افراد کوچک تر از خودش حساسه(مخصوصا روی ونوس)

دوستان:بهترین دوستش ونوسه ولی چند تا دوست دیگه هم داره

دشمنان:کسایی که باهاش مخالفن و عادلانه رفتار نمی کنن!

برادر/خواهر:دو سه تا برادر داره ولی همیشه آرزو داشته که خواهر داشته باشه

پدر/مادر:ملکه و پادشاهن دیگه!

قدرت:قدرت خاصی نداره ولی زورش زیاده!وسرعت عمل بالایی داره

رنگ مورد علاقه:قرمز

خوراکی:همبرگر و سالاد و نوشابه

حیوان خانگی:نه

قد:163

وزن:40

ادامه هم داره

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 




عنوان رو چی بزارم؟؟
نوشته شده در چهار شنبه 23 تير 1395
بازدید : 82
نویسنده : .

رنگ پوزه ی شخصیتمو کردم کرمی گفتم بیشتر بهش میاد!رستی یه چیزی هم درمورد داستانم بگم داستام دو فصل داره فصل اولش فقط زندگینامه ی ونوسه و کسی توش نیست ولی فصل دومش شماها هم هستین ولی هرکی رو که دوست داشتم میارم ثبت نام نداریم!ویه چیزی درمورد زندگینامه ی ونوس بگم!

یادتونه گفتم ونوس رو توی15 سالگی می کشن؟خب آره ولی توسط پدر ومادر اصلیش نه!خب وقتی ونوس 5 سالش بود یه کاری میکنه که پدر ومادرش از دستش خیلی عصبانی می شن و از خونه بیرونش می کنن و ونوس هم همینطوری تو جنگل واسه خودش می گشت تا یه گرگ بهش حمله می کنه ولی یه پسر نجاتش میده و می برش به خونشون و  مادر و پدر و برادراش از ونوس خوششون نمیاد ولی اون پسره ازش مراقبت می کنه و ونوس تا پونزده سالگی اونجا بزرگ میشه و پدر و مادر اصلیش که پشمیون شده بودن همه جارو دنبالش می گردن ولی هیچوقت پیداش نمی کنن و ونوس تنها دوستی که تو زندگیش داشت برادر ناتنی اش یعنی(سیورو)بود.اینم یه عکس ازش که مال یکی از صحنه های داستانمه!

http://s7.picofile.com/file/8259628376/venus_and_sioro.jpg




سفارش جودی جون
نوشته شده در دو شنبه 21 تير 1395
بازدید : 86
نویسنده : .

بیا جودی جونم خودت گفتی این شکلی دیگه اشکال داشت بگو درست کنم

http://s7.picofile.com/file/8259354126/judy.jpg




ببینید
نوشته شده در دو شنبه 21 تير 1395
بازدید : 74
نویسنده : .

خخخخخخخخخخ اینو پنج شیش ماهه پیدا کردم یادم می رفت بزارمش!!!راستی امکان داره انتقال بدم میهن بلاگ!

http://s7.picofile.com/file/8259353076/500x498_1444902777853748.png




سفارش هازل جون
نوشته شده در دو شنبه 21 تير 1395
بازدید : 67
نویسنده : .

بیا هازل جون اینم سفارشت اگه جاییش اشتباهه بگو درستش کنم راستی هازل یکی از دوستامه که یا هم تلفنی ارتباط داریم مثل جودی شما ها نمیشناسینشون!راستی هازل بیوگرافیتو بده بهم بزارم تو وبم بقیه بشناسنت باشه؟

http://s7.picofile.com/file/8259352876/hazel.png




پاساژ الماس هروی
نوشته شده در جمعه 18 تير 1395
بازدید : 127
نویسنده : .

بچه ها کی پاساژ الماس هروی رو میشناسه؟ما امروز رفته بودیم اونجا دوطبقه اش شهربازی داره رفتیم شهربازیش خیلی مزخرف بود یه بازی داشت که چهار تا حفره رنگی هست هر کدوم به جایزه میده حفره زرد عروسک پینکی پای میداد(میدونید که پینکی پای کیه!)بعد ما سه بار امتحان کردیم هر سه بار نشونه گیریم درست بود ولی باید یه ذزه سمت چپ میرفتم سمت چپش کار نمی کرد به اقاهه گفتیم گفت دستگاه خرابه!منم تو دلم گفتم(خب مرده شور زودتر می گفتی!)هر بار هم دوهزار تومن می گرفت ازمون!شش هزار تومن الکی حروم شد! من پینکی پای میخوااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام!از اون دستگاه ها هست که یه چنگک داره که عروسک میگیره از اونا هم داشت دوبار زدم اونم هی نمی گرفت هنوز نزدیک عروسکه نشده میومد بالا ناهار رو هم از اونجا خوردیم.به دستور من پیتزا گرفتیم پیتزاهاش خیلی خوب بود!فقط پیتزاش چسبید!اینو گفتم اگه گذرتون افتاد اونجا نرین شهربازیش مزخرفه!




نقاشی جدید
نوشته شده در جمعه 18 تير 1395
بازدید : 192
نویسنده : .

همین الان کشیدمش. حداقل چشمش یکم خوب شده!خودمما!

http://s7.picofile.com/file/8258972218/venusdo.png




لبخند یک فرشته
نوشته شده در جمعه 18 تير 1395
بازدید : 76
نویسنده : .

بچه ها تازگیا یه کتاب نوشتم همینطوری الکی!اسم کتابم (لبخند یک فرشته)ست. از این کتابهاست که تو هر صفحه اش یه جور نوشته کوتاه هست .نوشته ها ی کتابمو خودم گفتم.برای هر کدوم از مطلب هاش یه اسم گذاشتم.لبخند یک فرشته هم اسم یکی از مطلب هاشه که چون از این مطلبش بیشتر از همش خوشم اومد اسم کتابمو به نام اون مطلب کردم.گفتم بزارمش تا شاید خوشتون بیاد واسش یه نقاشی سونیکی هم کشیدم!مطلبش پایین عکسه

http://s3.img7.ir/10iJc.png

 
لبخند یک فرشته
 
شبی در آسمان گردش می کردم
 چشمم به فرشته ی زیبایی افتاد که روی
ستاره ای نشسته بود,بال های کوچک و سپیدش را گشوده بود
و به چهره ی پرمهر ماه لبخند می زد.بی اختیار جلو رفتم و دستم را به
بال های ظریفش زدم.ناگهان فرشته تبدیل به ذراتی از نور شد و در آسمان
پخش شد....هراسان به زمین بازگشتم...شب بعد دوباره به آسمان رفتم
دوباره همان فرشته را دیدم که روی ابر سیاهی نشسته بود و با چشم های اشک آلود,
به بال شکسته اش نگاه می کرد...تا آمدم حرفی بزنم یکباره خود را در زمین دیدم
با خود فکر کردم:آیا آن فرشته کوچک,دوباره بال های سپیدش را خواهد گشود و به نور ماه لبخند خواهد زد؟...