پیغام مدیر :
با سلام خدمت شما بازديدكننده گرامي ، خوش آمدید به سایت من . لطفا براي هرچه بهتر شدن مطالب اين وب سایت ، ما را از نظرات و پيشنهادات خود آگاه سازيد و به ما را در بهتر شدن كيفيت مطالب ياري کنید.
فوق سری ادامه ی قسمت1
نوشته شده در دوشنبه 10 خرداد 1395
بازدید : 67
نویسنده : venus15-vanderdark
رجی تند سوار ماشین شد و گفت:باید بریم دنبالشون!اینا یه ریگی به کفششون هست! پاملا:از کجا میدونی؟ _آخه وقتی راننده هه فهمید من پلیسم ترسید و رفت و تو ماشینش و به دوستاش یه چیزایی گفت. من:آخه الکس گفته بود باید بریم اداره پلیس!کار مهمی باهامون داره!مگه الکس تو رو نفرستاد دنبال ما؟ _چرا ولی این مهم تره!باید بفهمیم اینا چیکارن و کجا میرن. من:آمممم....باشه قبوله آتیش کن بریم! راننده جلویی تا فهمید ما میخوایم حرکت کنیم حرکت کردو رجی هم گاز داد و رفت دنبالش. **** نیم ساعت بعد: رجی:معلوم نیست کجا دارن میرن!چه راه طولانی ای! پاملا:من شماره پلاکشو یادداشت می کنم! من:رجی قیافه ی راننده رو تو این سرچ کنم ببینم چی میاره؟ رجی:فکر خیلی خوبیه باشه! من قیافشو توی ستگاه ترسیم کردم و یه اطلاعاتی آورد. رجی:بخونشون ببینم! من:اسمش سایمون اریکه 27ساله مجرده تا حالا هم14بار دستگیرش کردن و هر 14 بار هم فرار کرده.بیش ار37 تا سرقت داشته و 29 تا هم قتل انجام داده.قبلا هم یه نامزد داشته که اونو توی استخر کشته و جسدشو توی سونا خشک رها کرده!میگن تا حالا به همچینخلافکار حرفه ای ای برنخوردن!فکر کنم حالا واقعا این مهمتر از کار الکس باشه! پاملا:از کجا معلوم که الکس هم میخواسته در مورد همین باهامون صحبت کنه! رجی:بعید میدونم چون اگه کار به این مهمی داشت دوباره بهمون زنگ میزد.این ادامه ی قسمت1 بود بخاطر همین اینقدر کم بود!



مطالب مرتبط با این پست
.



می توانید دیدگاه خود را بنویسید


💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران